| علی- مير-فطروس |
|
|
|
| نوشته شده توسط سل تی تی |
| چهارشنبه ، 17 بهمن 1386 ، 08:16 |
|
علی- مير-فطروس در سال ١٣٢٩ / 1950 در شهرستان لنگرود زاده شد. از دوران دبيرستان به نويسندگی و شاعری پرداخت و در سال ١٣٤٩ با سردبيری و انتشار نشريه ء « سهند » (دانشگاه تبريز) در جنبش دانشجوئی ايران معروف گرديد بطوريکه بقول بعضی از صاحب نظران،« سهند در محافل روشنفکری و دانشجوئی ايران چون بُمبی منتشر شد».دو مجموعه شعرِ« آوازهای تبعيدی »(1357)و « سرود آنکه گفت:نه!»(1957) حاصل آن سال های دور است.میر-فطروس در دانشگاههای ايران، تاريخ و حقوق قضائی خواند و تحصيلات عاليه را در «مدرسهء مطالعات عالی» (دانشگاه سوربن پاريس) ادامه داد و نيز به اخذ درجهء دکترای افتخار از دانشگاه آمريکائى American Global University نائل آمده است.
در پاريس ، ٩ کتاب از میر-فطروس منتشر شده ،از جمله:
نمو نهء اشعار بر صخره هاى ساكت « ليلا كو» بر صخره هاى ساكت « ليلا كوه» روزى اگر شقايق سرخى رويد قلب من است. قلب جوان من كه شعله مى كشد از آتش جنون در باد... قلب جوان من اين عاشق ِ هميشهء تبعيدى اين دربدر پريشان خونين بر صخره هاى ساكت « ليلا كوه».. لنگرود - 1353 ---------------- از: شعرهاى شمالى -------------- ۱ مى آيد بيل بلندش بر دوش و با لبى ـ خاموش ـ بذرِ زمزمه اى را بر جاده هاى قريه مى افشاند ٢ مى آيد اندوهوار و پريشان ـ از باغ هاى چاى ـ با چشمى از چمن با دامنى پر از عطر نارنج هاى كال گويى كه گونه هاى ساده ى گلگونش خورشيدهاى خفته و خاموشند مى آيد زنبيل زردِ چائى او بر سر در جامه اى پُر از پولك آوازهاى كوهى مى خواند... ٣ مى آيد از موج هاى تلاطم و طوفان با قايقش ـ شكسته ـ با«تور» خود ـ تهى ـ (در يك غروبِ غربتِ غمبار) مى آيد فانوس خُرد و خُامش او در دست اندوه باستانى او بر دوش (در فكر بچه هاى خود است ماهيگير) ٤ مى آيم از سرزمين سبزِ تبارم از بافه هاى برنج و از خوشه هاى رنج از سرزمين حماسه و ماسه از قريه هاى غبار آلود از شهر هاىِ روشن باران ـ مى آيم با دستى از شكوه و شعف خالى با قلبى از خشونت و خون سرشار خشمى به سينه مى كُنَدم فرياد... لنگرود ـ ١٣٥٤
|
| آخرین بروز رسانی مطلب در پنجشنبه ، 18 بهمن 1386 ، 09:01 |